از اینکه از سرزمین دیگم به اینجا کوچ کردم راضی نیستم. اما این کوچ رو هم میگذارم به
پای تقدیر اینجا شمیمش با اون سرزمین خیلی متفاوته!شاید بوی خوش زندگی رو نده
اما شاید جای پاهات که همچنان باقی مونده وقتی که سجده میکنم و با اشک چشمهام
اونها رو شستشو میدم بوی "عشق" رو زنده کنه. دیگه مهم نیست که صاحب این رد پا
چه کرد و چه ها گفت....................اونها رو به جایی سپردم که حافظشون باشه. شونه
های من طاقت این بار سنگین رو نداشت. مهم اینه که همیشه جای پاهاش باقیه. جای
پاهاش دیگه بعد ۱۰ سال پاک شدنی نیست. اون نفهمید که کجا قدم گذاشت! دل من
کفپوشش ازماسه نبود که با هر آبی شسته بشه و ردپا رو با خودش بشوره و محو کنه
. دل من قالبش "محکم" بود نه سست و آنی!این ردپا منو بی نیاز از خیلی چیزها کرد.
بی نیاز و پاکبازتر از همیشه و من لبخند میزنم در میون اشکهای سوزان این حقیقت
که من پا به پایش آمدم اما ندونستم که اون..............................................
تبلیغات

